روان‌شناسی جای دین را گرفته است؟ کنکاش میان تقابل‌های فلسفه، علم و الهیات | روح‌الله علیزاده | پژوهشگر فلسلفه

علم به‌طور عام و روان‌شناسی به‌طور خاص در پی کشف و سپس عرضه‌ی فروتنانه‌ی پیشنهادهایی برای زندگی بهتر است. وعده‌ای که با حوزه‌ی الهیات برابری می‌کند. چه شباهت‌ها، تفاوت‌ها و تنازع‌هایی میان این‌دو عرصه وجود دارد؟ آیا می‌توان علم/ روان‌شناسی را قلمرویی جایگزین برای الهیات در نظر گرفت؟ با دکتر علیزاده پیرامون این موضوع و توانایی‌های هرکدام از این قلمروهای معرفتی گفت‌وگو کردیم.
روح‌الله علیزاده

علم، به‌ویژه در ساحت روان‌شناسی، همواره کوشیده است از خلال مشاهده، پژوهش و تجربه‌گرایی، راه‌هایی فروتنانه برای رهایی انسان از رنج‌ها و سردرگمی‌هایش پیشنهاد کند. در سوی دیگر، الهیات قرن‌ها پیش از علم مدرن مدعی بود که می‌تواند به پرسش‌های نهایی بشر درباره معنا، رستگاری، رنج و شیوه زیستن پاسخ دهد. همین همپوشانی در «وعده»—بهتر زندگی کردن—سبب شده است این دو قلمرو، گاه هم‌مسیر و گاه رودرروی یکدیگر قرار گیرند.

در گفت‌وگو با روح‌الله علیزاده، پژوهشگر فلسفه و الهیات، تلاش کردیم این نسبت پیچیده را روشن‌تر کنیم: آیا روان‌شناسی در جهان امروز تنها نقش یک ابزار درمانی را ایفا می‌کند یا به شکلی آرام و تدریجی، جای بخشی از کارکردهای الهیات را گرفته است؟ آیا علم می‌تواند معنابخشی کند؟ و آیا الهیات، با وجود تغییرات فرهنگی و معرفتی، همچنان توان پاسخگویی به نیازهای روانی و وجودی انسان معاصر را دارد؟

این گفت‌وگو نه با نیتِ تقلیل‌گرایی پیش رفت و نه با میل به داوری قطعی. هدف، سنجش ظرفیت‌ها، کاستی‌ها و ادعاهای هریک از این سنت‌ها بود: روان‌شناسی چگونه می‌فهمد؟ الهیات چگونه تبیین می‌کند؟ و آیا می‌توان این دو زبان را—با وجود تفاوت‌های روش‌شناختی و پیش‌فرض‌های بنیادین—در کنار هم نشاند؟ روح‌الله علیزاده در این مسیر، از دل سنت فلسفی و الهیاتی، تحلیل‌هایی ارائه کرد که می‌تواند برای مخاطب امروز روشن‌گر و چالش‌برانگیز باشد.

امتیاز بدهید!
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Total
0
Share