صادق خدامرادی | روان‌شناس و مدرس دانشگاه | درمان یا ادعای درمان؟ بضاعتِ روان‌شناسی بالینی در برابر رنج‌های ساختاری

روان‌شناسی بالینی مدعی‌ست که برای هر مساله و بحرانی درمان دارد؛ از اضطراب و وسواس گرفته تا تا افسردگی و تروماهای جمعی. اما آیا واقعاً چنین بضاعتی دارد؟ در این گفت‌وگو با دکتر صادق خدامرادی، گفت‌وگو را با مرور امکان‌های روان‌شناسی در حوزه‌ی درمان آغاز کردیم و به محدودیت‌هایش پرداختیم.
صادق خدامرادی

دکتر صادق خدامرادی، روان‌شناس و مدرس دانشگاه، در این اپیزود کارگاه درباره‌ی بضاعت روان‌شناسی بالینی در مواجهه با رنج‌های فردی و ساختاری گفت‌وگو می‌کند. روان‌شناسی بالینی اغلب با وعده‌ی درمانِ اضطراب، وسواس، افسردگی و تروما شناخته می‌شود؛ اما پرسش اصلی این است که مرز توانایی‌های درمان کجاست و چه زمانی از روان‌شناسی انتظاری فراتر از ظرفیتش داریم؟

بخش بزرگی از رنج انسان‌ها در اتاق درمان شکل نمی‌گیرد. فشارهای اقتصادی، نابرابری، ناامنی، تجربه‌های جمعیِ آسیب‌زا و روابط قدرت، در زندگی روانی ما حضور دارند. در چنین وضعیتی، درمان فردی چه می‌تواند بکند؟ آیا روان‌درمانی راهی برای فهم و زیستنِ بهتر با رنج است، یا ممکن است با فردی‌کردن مسئله‌ها، سهم ساختارها و شرایط اجتماعی را از نظر پنهان کند؟

در این گفت‌وگو با صادق خدامرادی، از امکان‌های روان‌شناسی بالینی و نقش درمانگر آغاز می‌کنیم و به محدودیت‌های درمان در برابر رنج‌های اجتماعی می‌رسیم. درباره‌ی تفاوت میان رنج روانیِ فرد و رنجی که در بستر جامعه تولید می‌شود، نسبت روان‌شناسی با پزشکی‌کردن تجربه‌های انسانی و انتظار ما از درمان صحبت می‌کنیم.

این اپیزود کارگاه، دعوتی است به نگاه‌کردن دوباره به روان‌شناسی، روان‌درمانی و سلامت روان؛ گفت‌وگویی درباره‌ی درمان، محدودیت، مسئولیت و این پرسش که چگونه می‌توان از رنج سخن گفت، بی‌آنکه پیچیدگی زندگی فردی و اجتماعی را نادیده گرفت.

امتیاز بدهید!
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Total
0
Share