نوشتن

تجربه نوشتن: وقتی از نوشتن حرف می‌زنیم، از چه سخن می‌گوییم؟

هرکدام از ما، به شیوه‌ای و طریقی متفاوت تجربه نوشتن را کسب کردیم. قالب ما شاید، نخستین بار و در کلاسِ درس، به الزام، قلم به دست گرفتیم و «بابا آب داد» را روی کاغذ آوردیم. بعد از گذر از دورانِ جبر و الزام، این خودِ ما بودیم که انتخاب کردیم که بنویسیم، برای خودمان.

من با آدم‌های زیادی در این‌باره حرف زدم: از کسانی‌که نوشتن برای‌شان بخشی از هویت‌شان است گرفته تا، آدم‌هایی که قرابت چندانی با خواندن و نوشتن ندارند. از بین چندده‌نفری که مخاطب سوال «تجربه نوشتن برایت چگونه است؟» قرار گرفتند، فقط دو نفر با آن ارتباط معناداری برقرار نکرده بودند.

من فکر می‌کنم که انتقالِ افکار و احساسات در قالبِ کلمات و واژگان، نه یک فن و عادت و سرگرمی، که برای ما می‌تواند به مثابه نوعی از خودشناسی عمل کند.

چرا تجربه نوشتن جذاب است؟

همه‌ی ما بخشی از روزمان را به صحبت با دیگران سپری می‌کنیم. مهم نیست که در گروه آدم‌های درون‌گرا جا بگیریم و یا برون‌گرا. زندگی در جهانِ امروز، بدون تعامل با دیگران ممکن نیست. از خرید اقلام مصرفی گرفته تا تصمیم سر موضوعاتی که به نوعی به دیگران مربوط است، با آدم‌های غیر ارتباط برقرار می‌کنیم.

گاهی به آن‌ها تلفن می‌زنیم، حضورا ملاقات‌شان می‌کنیم و یا در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها با آن‌ها به گفت‌وگو می‌نشینیم. حجم ارتباطاتِ این‌چنینی آن‌قدر زیاد است که شُمارش شاید ممکن نباشد. در این بین، سهم «خودمان» از گفت‌وگو با «خود» چقدر است؟

امیدوارم در گروه آدم‌هایی قرار نداشته باشید که فکر می‌کنید صحبتِ با خود نشانی از شیدایی‌ست! بهترین تجربه‌های من در گفت‌وگو در مواقعی حاصل شده که خودم را مخاطب قرار دادم.

نوشتن به مثابه گفت‌وگو با خود

شاید یکی از مهمترین کارکردهایی که می‌توان از تجربه نوشتن به دست آورد، آغاز تمرین برای گفتگو با خودمان باشد. واژه‌ها به ما کمک می‌کنند که به خودمان سر بزنیم، ناگفته‌ها را برای خودمان بازگو کنیم و نظرات‌مان را بهتر از هر شیوه‌ی دیگری با نزدیک‌ترین کَس به وجودمان، یعنی خودمان، در میان بگذاریم.

موضوعات
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن